شعر هاي تك بيتي
بي سبب هرگز نمي گردد كسي يار كسي
ياربسياراست تا گرم است بازاركسي
*****************************
در دياري كه دران نيست كسي يار كسي
يارب توچنان كن نيفتد به كسي كاركسي
*****************************
شمع ميسوزد و پروانه به دورش
من كه مي سوزم وپروانه ندارم چه كنم؟
****************************
سالها مي گذرد حادثه ها مي ايد
انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
****************************
اي كه از يار وفا مي طلبي يار كجاست
همه يارند ولي يار وفادار كجاست
****************************
اي تو كه گوشه چشمت غم عالم ببرد
حيف نباشد كه توباشي ومراغم ببرد
***************************
شب بود و شمع بود و من بودم و غم
شب رفت وشمع سوخت ومن ماندم غم
****************************
شمع و گل و پروانه همه جمعند
اي دوست بيا رحم به تنهايي ما كن
*****************************
هركسي گويد بدم از سوي من رويش ببوس
ور مرا نيكو بخواند بشنووباور مكن
*****************************
شمع من در شب زيارت مي كند پروانه را
من بقربانش شوم خواننده اين نامه را
****************************
من زلبت صدهزار بوسه طلب داشتم
انچه به من داده اي وام عطا كرده اي
***************************
نام تورا بر لوح زر بايد نوشت
نام تو باباي من بر تاج سر بايد نوشت
**************************
زهر است عطاي خلق هر چند كه دوا باشد
حاجت ز كه ميخواهي جايي كه خدا باشد
***************************
ازمودم دل خويش را به هزاران شيوه
هيچ كدامش بجز ازياد تو ارامم نكرد
**************************
به دريايي گرفتارم كه موجش عالمي دارد
به دريا رفته ميداند مصيبتهاي طوفان را
***************************
اي عزيزان عيد امد.عيد امد و ما در ماتم ياريم
محرم صد شرف دارد به اين عيدي كه ما داريم
***************************
مدعي گر به رخت تيغ كشيد هيچ مگو
اتش كم محلي تيز تر از شمشير است
****************************
هر كجا محرم شدي دست از خيانت باز دار
اي بسا محرم كه با يك نقطه مجرم مي شود
***************************
مدعي خواستكه از بيخ كند ريشه ما
غافل از ان كه بود خدا در انديشه ما
****************************
بحق ساقي كوثر وجودت بي بلا باشد
سر و دستت علي گيرد نگهدارت خدا باش
***************************
زندگي چيست جز خون دل خوردن
اولش عشق اخرش نيز مردن
&&&&&&&&&&&&&&&&&
نمك بر زخم من شيرين تراز خواب سحر گردد
جگرها خون شود تا يك پسر مثل پدر گردد
****************************
پيري چه شكستي است كه تعمير ندارد
ويران شود ان خانه كه يك پير ندارد
******************************
هر كسي از ظن خود شد يار من
از درون من نجست اسرار من
******************************
در ميان همه گل بودم عاشق نشدم
تو چه بودي كه از عشقت ديوانه شدم
****************************
همه شب به كويت ايم به بهانه گدايي
كه مگر شبي زرحمت به رخم دلي گشايي
****************************
كنار عشق نشستيم و شعرها خوانديم
خزان امد و بهار گذشت و ما مانديم
**************************
درحسرت ديدار تو اواره ترينم
هرچند تا منزل تو فاصله اي نيست
***************************
هر كه افتد نظرش در پي نا موس كسي
در پي ناموس وي افتد نظر بوالهوسي
&&&&&&&&&&&&&&&&
ثمر عشق همه سوختن و ساختن است
اين غماري است كه فتحش همه در باختن است
****************************
نازم زناز كسي كه ننازد ز ناز خويش
ما را زناز نازفروشان نياز نيست
***************************
به عشقت انچنان من بسته ام دل
كه باشد دل بريدن از تو مشكل
**************************
غروب عاشقان رنگش طلاييست
اگرچه اخرش رنج وجدايي است
***************************
مي خواهم مهمانت كنم گوشه قلبم تو را
ايا نوازش مي كني اين كلبه ويرانه را
***************************
محبت راه به دل دادن صفاي سينه مي خواهد
به ياد يك دگر بودن دلي بي كينه مي خواهد
*************************
بلبلي بر گل نشست و برگ گل را باد برد
بيستون را عشق كند و شهرتش فرهاد برد
*************************
چه كنم چاره ندارم كه فلك كرده جدا از تو مرا
از كجا غنچه بچينم كه دهد بوي تورا
************************
امشب بدست اورده ام ان دلبر طناز را
ساقي بياور جام مي مطرب بزن ان ساز را
*****************************
بيا تا مونس هم يار هم غمخوار هم باشيم
انيس جان غم فرسوده بيمار هم باشيم
*******************************
دوست ان باشد كه گيرد دست دوست
در پريشان حالي و درماندگي
********************************
ادامه مطلب
آبی ترین آبی عشق محسن